جهانگير ميرزا

8

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى )

تازه شتافت ولى محمد شاه قبل از آن‌كه به تبريز برسد چون خود مردى بىتصميم و ضعيف النفس و دهن‌بين بود به تحريك و اغواى چند تن كه به ادعاى مؤلف بزرگ‌ترين ايشان ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام بوده در 18 ربيع الاول سال 1250 در منزل باغميشهء تبريز جهانگير ميرزا و خسرو ميرزا و دو برادر كوچك‌تر ايشان احمد ميرزا و مصطفى قلى ميرزا را محبوس نمود و به قلعهء اردبيل فرستاد . ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام كمى بعد يعنى پس از آن‌كه محمد شاه را به اين تصميم واداشت اسماعيل خان قراجه داغى فراشباشى را براى كور كردن جهانگير ميرزا و خسرو ميرزا به اردبيل فرستاد و او نيز در شب پانزدهم رجب 1250 اين دو جوان رشيد را كور كرد و ايشان به همان حال نابينايى در قلعهء اردبيل در حبس ماندند . پس از يك سال و شش ماه يعنى بعد از آن‌كه ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام به قتل رسيد محمد شاه نسبت به اين دو برادر نابيناى خود بر سر شفقت آمد و اجازه داد كه ايشان را محترما به تويسركان بفرستند و در آنجا آزادانه زندگانى كنند و از دولت مواجب و تيولى داشته باشند . جهانگير ميرزا و خسرو ميرزا بقيهء مدت عمر محمد شاه را در تويسركان و ملاير به سر مىبردند و جهانگير ميرزا بيشتر زندگانى خود را به تحصيل علوم عربى و ادبى مىگذراند . پس از آن‌كه ناصر الدين شاه به سلطنت رسيد و گرفتارىهاى اول دورهء پادشاهى او به تدبير و كفايت امير كبير رفع گرديد اين وزير ناصر الدين شاه را بر آن داشت كه دو عمّ نابيناى خود را به تهران بخواهد و مثل سابق فرماندهى دهد . ايشان در شوال 1266 به تهران آمدند و جهانگير ميرزا بار ديگر در خوى فرمانروايى و فرماندهى يافت و اين قضيه دو سه ماه پس از اتمام تاريخ نو انجام گرفت . غير از تاريخ نو جهانگير ميرزا در ايام اقامت در تويسركان به كار ترجمهء كتاب آثار البلاد زكرياى قزوينى از عربى به فارسى نيز دست زده و نگارنده نسخه‌اى از اين ترجمه را در كتابخانهء سلطنتى ديده‌ام ولى چون اكنون به آن دسترسى ندارم نمىتوانم خصوصيات آن را ذكر كنم .